دانلود رمان هتل شیراز برای کامپیوتر و اندروید

دانلود رمان هتل شیراز برای کامپیوتر و اندروید

دانلود رمان هتل شیراز برای کامپیوتر و اندروید

—-✿❀نام کتاب: هتل شیراز❀✿—-

—-✿❀نویسنده: طوفان خاموش❀✿—-

—-✿❀ژانر: عاشقانه❀✿—-

—-✿❀خلاصه❀✿—-

پویان کیهانی از کله گنده های شیراز مردی سی‌ساله جدی و خشنه که به فداکاری در عشق هیچ اعتقادی نداره… وقتی غیر منتظره عاشق الین میشه تمام‌و‌کمال اونو متعلق به خودش میدونه.. الین مجبوره همیشه در حصار پویان کیهانی، توی عمارتش و زیر نظر اون بمونه…حتی اگه این رضایت قلبیش نباشه.. چون اون طعمه پویانه!

—-✿❀بخشی از متن رمان❀✿—-

لحن سرد و پر تمسخرش باعث شد خشمگین نگاهش کنم و بگم
_وقتی دیدم یکی مثل تو اینقدر به زندگی امیدواره، فکر کردم که چرا من که یه فرد پولدار و مهم هستم باید بمیرم؟!
یه تای ابروهاش با این حرفم بالارفت و گفت
_ پس، از نظر تو هرکی پولدارتر باشه باید زنده بمونه و بقیه باید بمیرن؟ چقدر کوتاه فکر هستی !درهرصورت خوب شد که به این نتیجه رسیدی که باید زنده بمونی منم اونجا که پشیمونی رو توی نگاهت دیدم کشیدمت بالا…نصیحت بلد نیستم، خوشمم نمیاد از این کار ولی تو که اینقدر از اینکه من بخوام از لحظه‌ی مرگت فیلم بگیرم و منتشر کنم عصبی شدی، باید بدونی منم که فیلم نمی‌گرفتم بالأخره کسایی که پیدات میکردن قبل از جمع کردنت حسابی برای مجازی سوژه جمع میکردن… ولی اون لحظه تو دیگه توانایی اعتراض و مقابله باهاشون رو نداری!
از تصور چنین چیزی غیر ارادی دستام مشت شد و حرصم گرفت…
دو قدم به جلو برداشت و در ادامه‌ی حرفاش گفت
_ هر مشکلی هم که توی زندگیت داشته باشی، ارزش اینو نداره که جونت رو براش بدی؛ قوی باش و باهاش مقابله کن!
بغض به گلوم چنگ میزد…سرم رو بلند کردم تا نگاهم از قدبلندش بگذره و به چشمای پرنفوذ و مشکی رنگش برسه… آب دهنم رو قورت دادم و با چشم هایی که در اثر حلقه‌ی اشکی که داخلش خونه کرد بود تار میدید نگاهش کردم
_ تو.. نمیدونی که.. من..
فوراً دستش رو بالا آورد و گفت
_ نمیدونم و نمیخوام بدونم! گفتم که قصد نصیحتت رو ندارم؛فقط فکر کردم شاید لازم باشه یه سری چیزهایی رو که قطعا خودت میدونستی برات یادآوری بشه.
سرم رو پایین انداختم و قطره‌ی اشکی از چشمم سر خورد و روی سنگ ریزه‌ها چکید.
حرفایی که در اوج خونسردی و بی‌تفاوتی بهم زد اونقدر تأثیر گذار بود که هیچوقت دیگه نخوام به خودکشی فکر کنم و به قول خودش سوژه مجازی مردم بشم!
در حالی که به سمت پایین صخره‌ها میرفت گفت
_حالا که از خودکشی پشیمون شدی بهتره برگردی؛ وجه خوبی نداره یه دختر تنها اینجا باشه.
از جام بلند شدم و همراهش پایین رفتم.
نتونستم جلوی کنجکاویم رو بگیرم و گفتم
_ پس تو اینجا چی میخواستی؟
یه دستش رو توی جیب شلوارش فرو برده بود… من پشت سرش بودم..
مکثی کرد، بهش رسیدم و کنارش ایستادم
با انگشت اشاره‌اش به مسیری اشاره کرد…
انتهای انگشتش رو دنبال کردم
_ من اینجا پنچر کردم و مجبور شدم بمونم.

–✿❀پیشنهاد سایت ماه رمان❀✿–

دانلود دلنوشته دل‌آرا برای کامپیوتر و اندروید

دانلود رمان گردنکش برای کامپیوتر و اندروید

به این پست امتیاز دهید.
دانلود رمان هتل شیراز برای کامپیوتر و اندروید
3.33 از 6 رای
,,,,,,
مطالب زیر را حتما بخوانید

پاسخ دهید!