دانلود رمان مازوخیسم

این رمان حذف شد!

نویسنده: گالیور

ژانر: عاشقانه

تعداد صفحات: 74

بخشی از داستان:

-با این حال و روزت که نمیشه!
چانه اش را میخاراند و میگوید:
-مامانت اینا سر و صورتتو ببینن…
حرفش را تا آخر میخواند.در دلش پوزخند میزند به ساده لوحی های این جوانک آتشین مزاج:
-نترس کاری باهام ندارن!اگه داشتن من الان اینجا نبودم!
فرزاد مدام در دلش میگوید؛نباید اینقدر زیاده روی میکردم…
از جایش بر میخیزد و میگوید:
-پس بلند شو لااقل برسونمت با این حال و روز که نمیشه تنهات بذارم…
به این محبت های گاه و بیگاه که در لفافه بیان میشد،عادت نداشت…عادت کرده بود هر که از راه رسید حرفی بارش کند و
یا بی توجهی کند انگار که نیست…حالا شاید آنقدر بی جنبه شده بود که نتواند این محبت های زیر پوستی را هضم کند…
-نه میرم خودم…
میخواهد از جایش بلند شود که باز چهره اش درهم میرود ولی هر طور که شده سر جایش میشیند.فرزاد که درهم رفتن
چهره اش را میبیند،با حرص میگوید:
-کاملا از وضعت پیداست که خودت نیتونی بری!
حرفی نمیزند.جایش شکرش باقی بود اگر جایش نشکسته باشد.میشکست هم فرقی به حال کسی نداشت.فقط باید دردش
را خودش میکشید.فقط خدا خودش میدانست که این تنهایی مرگبار چه زمانی تمام میشود.تا کی باید به انتظار صبح سپید
می نشست…؟
پاهایش را از تخت آویزان میکند.به عکس بزرگ شده روبه رویش نگاه میکند.عکس با ژست عجیب فرزاد…از حق نباید
گذشت جوانک خوش بر و رویی بود.بیست و هفت یا هشت سال سن داشت ولی جوان تر میزد.آدم ها پیر نمیشدند اگر
دردی نبود،غمی نبود چه بساء شاید جوان تر هم میشدند…

خواندن
دانلود رمان من عاشقش بودم برای کامپیوتر و اندروید

پیشنهاد سایت ماه رمان:

دانلود رمان قتل کیارش برای کامپیوتر و اندروید

دانلود رمان زمزمه عشق برای کامپیوتر و اندروید

این رمان حذف شد!

دانلود رمان عاشقانه
به این پست امتیاز دهید.
بدون رای!
,,,,,,,,,,,,,,,,,
مطالب زیر را حتما بخوانید

پاسخ دهید!