دانلود رمان عشقی که تبخیر شد

این رمان حذف شد!

نویسنده: فاطیما.ر

ژانر: عاشقانه، مافیایی، جنایی

تعداد صفحات: 666

بخشی از رمان:

به هر جان کندنی بود آب دهانم را قورت داده و با دردی که در گلویم چمبره زده
بود صدایی مثل خس خس از دهانم خارج شد و گفتم :
-امیر چش شده!؟
انگار از گفتنش بیم داشت ولی به آرامی لب زد :
-گفتن دیگه برنمی گرده .
-کی گفت!؟
-پدرتون… و ایرج خان
دستش را لمس کردم و با امیدواری عجیبی گفتم :
-شاید نمرده. شاید منظورشون اینه که دیگه به این خونه برنمی گرده، یا این شهر،
یا حتی این کشور! ها!؟
لبش را با ناراحتی گاز گرفت و سری به علامت “نه” تکان داد !
با صدای ضعیفی گفتم: حتما اشتباهی شده، مطمئنم که زنده ست. حسش میکنم،
این حسم بهم دروغ نمیگه.
سعی کردم با فکرهای مثبت به خودم انرژی بدهم تا بتوانم از جایم برخیزم و حداقل
کاری بکنم !
با کمک ملیکه بلند شدم ، لیوان آبی را که برایم آورده بود یک نفس سر کشیدم و
به سمت بیرون به راه افتادم .
صدای ضعیف پدرم و ایرج خان از سالن پایین می آمد، به آن سمت رفتم تا بتوانم
واضح تر بشنوم. کار درستی نبود ولی پشت در گوش چسباندم، صدای پدرم که با
عصبانیت حرف میزد و سعی میکرد صدایش بالا نرود، به وضوح شنیده می شد :
-اون لعنتی با خودش چی فکر کرده بود!؟ که میتونه گند بزنه به همه چیز و قسر در
بره !ایرج به خداوندی خدا اگر بشنوم غیر دستور من عمل کردین ، کاری میکنم
روزی صد بار آرزوی مرگ کنین. خودتم میدونی که قانون من چیه و سزای
خیانتکار چجوریه. من با کسی شوخی ندارم و تا الان بارها جلوی همه تون خصوصا
همون خواهرزاده ی عوضیت اینو ثابت کردم

پیشنهاد سایت ماه رمان:

دانلود رمان آسمانی ها برای کامپیوتر و اندروید

دانلود رمان برای من بخون برای من بمون برای کامپیوتر و اندروید

این رمان حذف شد!

دانلود رمان عاشقانه
خواندن
دانلود رمان عقرب و پروانه برای کامپیوتر و اندروید
به این پست امتیاز دهید.
بدون رای!
,,,,,,,,,,,,,,,,,
مطالب زیر را حتما بخوانید

پاسخ دهید!