دانلود رمان زاده عمارت تاریکی

این رمان حذف شد

نویسنده: mahta zand

ژانر: عاشقانه

مقدمه:

آدرینا به همراه برادر پزشکش توی خارج از کشور زندگی می کنه و مادر خودش رو از دست داده.

به خاطر زندگی با جنس مذکر رفتار و روحیات کاملا پسرونه ای داره، بدنسازی کار می کنه و از هیچ فعالیت پسرونه ای عقب نمی مونه.

همه چیز بر وقف مرادش پیش می رفت، تا اینکه یه روز برادرش بهش گفت که برای یه مدت طولانی باید به ایران برگردن…

بخشی از داستان:

ادریــــنا ادریـــــنا
بازم پیدام نکرد صداش انداخت رو سرش این داداش ما
من: بله باشگاه هستم بیا پایین
ارتان:سلام بیا بالا کارت دارم
من: دوش بگیرم میام
بعدم بدونه اینکه منتظر حرف دیگه ایی باشم اومدم بالا خونه منو داداشم یه خونه دو طبقه
تو بهترین محله شهر ونکورکانادا هست قبلا تورنتو زندگی میکردیم پنح سال اول ولی
بعدش بخاطر کارطبابت ارتان به ونکور اومدیم اونم بخاطر کار ارتان که تونستیم اینجا
زندگی کنیم وگرنه اصلا نمیدونم بابامون میدونه زنده هستیم یا ن ارتان که میگه به
فکرمون هست ولی من که فقط به اندازه ده سال بابامو شناختم مامانم بخاطر بیماری مرد
وقتی خیلی بچه بودم رسیدم اتاقم یه اتاق بزرگ با دکور سیاه بخاطر اینکه همیشه دور
اطرافم پسر ومرد بودن زن فقط خدمتکار بود که اجازه نزدیک شدن به منو نداشتن منم
روحیم اخلاقم پسرونس رفتم حولمو ورداشتم رفتم حموم خب کجا بودم هوم روحیه پسرونه
من حتی علایقم هم پسرونس مثلا بدن سازی که بدنم الان شبیه پسراس عضله ایی قوی
تیر اندازی که ماهرترین هستم تو تیر اندازی حولمو ور داشتم رفتم بیرون در کمد باز کردم
یه شلوار برمودا یه رکابی برداشتم دکور اتاقم سیاه طوسی هستش پرده روتختی طوسی بقیهسیاه لباس هارو پوشیدم رفتم پایین خونه جوری بود که سالن غذا خوری مهمان اشپزخونه
پایین بود طبقه بالا اتاق خواب ها سرویس بهداشتی بود رسیدم اشپز خونه ارتان داشت قهوه
تو فنجون میریخت ارتان دکتر بود ولی من میگم هیکلو قیافش بیشتر به بادیگارد میخوره تا
دکتر صورت خوشکلی داشت

این رمان حذف شد

 

خواندن
دانلود رمان بورسیه برای کامپیوتر و اندروید
دانلود رمان عاشقانه
به این پست امتیاز دهید.
دانلود رمان زاده امارت تاریکی
5 از 1 رای
,,
مطالب زیر را حتما بخوانید

پاسخ دهید!