دانلود رمان راز سر به مهر

این رمان حذف شد.

نویسنده: mandana70

ژانر: عاشقانه

تعداد صفحات: 347

بخشی از داستان:

حوصله پر چونگیشو ندارم :
– باشه ، اتفاقا به بچه های مکانیکم نیازه ببین تو دوستات دیگه کیا مشتاقن برای این کار به نامدار خبر بده !
میشناسیش که !
– نه استاد !
– اوکی بیا به خودم بگو معرفیت میکنم !
گردنشو یه لحظه کج می کنه مثلا به معنی تائید حرف من ، درست شبیه سارا ! این چشمای سبز و این حرکت
سرش منو تو بهت فرو میبره و خودش با یه ببخشید از کنارم رد میشه .
سارا الان یه دختر 27-28 سالس ، انقدی بزرگ و پر جذبه شده که تو روی سید خلیل وایسه بگه میخوام برم
ینگه ی دنیا دنبال داداشم ؟! داداش کوچیکتر شو که از دست داده یادش افتاده تازه سیاوشی هم بوده ، اونم بی
معرفته ! اگه نه یه خبر میگرفت ! از کی ؟ حتما از دانش ؟ با سختگیری سید می افتاد دنبال دانش !؟ سپهر
چی؟ اون نمیتونست !؟ مگه خودم قسم جون مامان باباشو نداده بودم که به هیشکی هیچی نگه فقط خبر بیاره !
نمیدونم ، شاید معرفت داشته ، نفس عمیق میکشم و سرمو به چپ و راست تکون میدم تا از این فکرای پرت و
پلا بیرون بیام !
آخرین کلاس تموم شده و توی دفتر اساتید دارم وسیله هامو جمع و جور میکنم که صدای احمدی ، همون
دوست حاج حسین پدر دانش توجهم و جلب میکنه :
– بـَه جناب دکتر ضیایی ! کجایی نیستی ؟! آسه میری آسه میای که …
حرفش و صدای یکی دیگه از اساتید ناتموم میذاره :
– نه جناب احمدی ، دکتر ما رو در خور هم صحبتی نمی بینن والا گربه نداریم تو جمعمون !
یه طرف لبم میره بالا و پوزخند میزنم :
– کم سعادتی بنده اس جناب ، والا هم صحبتی با شما سعادتیه که قسمت همه نمیشه !
حالا نوبت استاد کریم پوره که نیشخند بزنه :
– بله شما درست میفرمائید دکتر !
حوصله ادامه دادن به حرفای کریم پور و ندارم :
– آقای احمدی ؟! امری بود ؟ من در خدمتتونم

این رمان حذف شد.

پیشنهاد سایت ماه رمان:

دانلود رمان گریه ی عشق برای کامپیوتر و اندروید

دانلود رمان گریه می کنم برات برای کامپیوتر و اندروید

دانلود رمان عاشقانه
خواندن
دانلود رمان هاتکاشی برای کامپیوتر و اندروید
باکس دانلود
به این پست امتیاز دهید.
بدون رای!
,,,,,,,,,,,,,
مطالب زیر را حتما بخوانید

پاسخ دهید!