دانلود رمان بانوی جنگل

این رمان حذف شد!

نویسنده: فهیمه رحیمی

ژانر: عاشقانه

مقدمه:

عاطفه تک دختر خانواده به همراه خانواده پس از سال ها برای دیدن عمه اش به خانه ی آن ها می روند.

خانه ی عمه ویلایی و زیبا بود، اما چیزی که بیش از همه جلب توجه می کرد، پسر عمه ی عجیب و غریبش بود که توی شرایط بد درست وسط باغ با کفش های گلی او را دیده بود.

پسر عمه ای که قابلیت ذهن خانی داشت و…

بخشی از داستان:

ثانیا لزومی نداشت که خود را به زحمت بیندازیم.اگر میبینید اینجا آمده ایم و در مقابل شما ایستاده ایم فقط برای
احقاق حقمان است.
عاطفه عصبی بود و تند حرف میزد حتی نگاه مادر نیز او را از کالم باز نداشت.زمانی از سخن باز ایستاد که مرد پیپ
خاموش شده اش را دوباره روشن کرد.بوی عطر توتون سر غاطفه را به درد آورد.آرین نژاد که سکوت اختیار کرده
بود این بار با لحن مالیمتری ادامه داد و گفت:من منظور خاصی نداشتم و قصدم تهمت زدن به مادر شما نبود.اگر از
کالمم چنین برداشتی کردید عذر میخواهم اجازه دهید تحقیق کنم بعد نتیجه را به اطالعتان برسانم.
آنگاه رو به مادر کرد و گفت لطف کنید دو سه روزه دیگر تماس بگیرید قول میدهم تا آنموقع رفع اشتباه شده باشد.
مادر تشکر کرد و او از پشت میز بلند شد تا آنها را بدرقه کند.
عاطفه در خانه مورد شماتت پدر و مادر قرار گرفت مادر میکفت:این چه کاری بود که کردی؟آرین نژاد را به خشم
آوردی و ما مجبور میشویم 02 هزار تومن را بپردازیم.
و پدر در حالیکه گفته های او را تایید میکرد افزود:اگر مبلغ را 0 برابر نکنند باز جای شکرش باقیه.
آنها با گفته هایشان روح ار را می آزردند و باعث میشدند احساس گناه و پشیمانی کند.
آرین نژاد اگر چه به ظاهر خشک و متکبر به نظر میرسید اما باطنا مردی نوع دوست بود که محیط خانواده اش و
اعمال و حرکات آنها در وجود او به گونه ای معکوس تاثیر گذاشته بودو او خود را از طبقه اشراف به حساب نمی
آورد خود را از مردمش جدا نمیدانست او اگر چه با بیان خود موجب آزردگی خاطر آنها شده بود اما زود به اشتباه
خود واقف گشت و سعی کرد خطایش را جبران کند.
احساس مسئولیت نسبت به شخصی که داشت و احساسی که از برخورد با آن دختر جوان برایش پیش آمده بود
لحظه ای آرین نژاد را به فکر وا داشت چه او تا آن لحظه با دختری بدینگونه جسور و شجاع برخورد نکرده بود
دخترانی که در پیرامون او وجود داشتند دخترانی لوس و خودخواه بودند که راه مبارزه با مشکالت را
نمیدانستند.طرز تفکر انها غالبا پیرامون مسائلی دور میزد که احتیاج به تفکر و اندیشه نداشتند آن چه را ارده
میکردند توسط پول به دست می آوردند پولهایی که نمیدانستند از کجا می آید فقط زحمت انتخاب را به خود هموار
میکردند و دیگر هیچ مسلما آنچه که آسان به دست آید آسان نیز از دست میرود اما عاطفه دری را در مقابل
چشمان آرین نژاد گشود که او تا آن رزو ندیده بود.بعد ار خارج شدن مادر و دختر آرین نژزاد اندیشید که واقعا آن
است دختری مصمم و با اراده که میتواند به تنهایی مشکالت زنده گی اش را حل کند من در زندگی به چنین دختری
نیاز دارم که بتواند مرا در مبارزه ای که با خانواده ام در پیش گرفته ام یاری کند من باید او را از خانواده اش
خواستگاری کنم.
و با این تصمیم فردای آنروز آرین نژاد شخصا به خانه آنها رفت و با استقبال پدر خانواده روربرو شد.بر خالف روزه
گذشته که مغرور و متکبر به نضر میآمد اکنون صورتش خندان و کالمش دلنشین بود.
او ساعتی با پدر عاطفه به گفتگو نشست سپس برگ رفع اشتباه را داد و خداحافظی کرد.
از واقعه دارایی مدتی نگذشته بود …
که یک روز وقتی پدر از اداره به خانه بازگشت مادر را به گوشه ای برد تا چیزی به او بگوید.عاطفه از نگاه معنی دار
آنها حدس زد که موضوع گفتگویشان درباره اوست.اما نمیتوانست بفهمد که چه چیز سبب شده تا آنها بدین گونه
خلوت کنند.

پیشنهاد سایت ماه رمان:

دانلود رمان بی بال پریدن از قیصر امین پور

دانلود رمان بوی ناطعم گس

این رمان حذف شد!

دانلود رمان عاشقانه
خواندن
دانلود رمان ماه پیشونی برای کامپیوتر و اندروید
به این پست امتیاز دهید.
دانلود رمان بانوی جنگل
4.2 از 5 رای
,,,
مطالب زیر را حتما بخوانید

پاسخ دهید!