دانلود رمان اول تو بگو

این رمان حذف شد!

نویسنده: دل افروز

ژانر: عاشقانه

تعداد صفحات: 280

بخشی از رمان:

شتی گفت:حاال￾نمی فهمم! فکر می کنین ممکنه چه بالیی سرش بیارم مثال￾در هر صورت شب درست نیست اینجا بمونن هر چی باشه شما االن نباید کنار هم باشین
اومدم جوابشو بدم که پدرم با نگاهش منو دعوت به سکوت کرد.
پوریا گوشیشو در آورد و شماره ای گرفت:پریسا ..پریماهو حاضر کن بریم………………….همین که گفتم میره خونه
استراحت میکنه………………………سریع حرف بیخودم نزن
تو دلم گفتم دختر بیچاره حق داره .این تحملش غیر ممکنه.وای با چه حالی بلندش کرده بودن حتی نمی تونست راه
بره .دلم طاقت نیاورد:
-آقا پوریا نمیبینین حالش خوب نیست برای چی اینجوری می کنین
بدون اینکه محلم بذاره خداحافظی کردو رفت.اومدم چیزی بگم که بابام دستشو گذاشت رو ی شونم و مانعم شد.با
چه حالی آوردنش .رمق نداشت اصال.اولین پله رو با بدبختی اومد پایین روی پله دوم دیگه دادش در اومد نشست.
بازم اشکش در اومد دلم لرزید طاقت نیاوردم رفتم سمتشو بغلش کردم و گذاشتمش تو ماشین راه افتاد و رفت.
ولی دل منم با خودش برد انگار.برگشتم برم سمت اتاقم بابام صدام کرد:
رفتم نشستم.علی وآتوسا و مامان هم بودن￾بیا بشین کارت

پیشنهاد سایت ماه رمان:

دانلود رمان سفر به دیار عشق برای کامپیوتر و اندروید

دانلود رمان نابودگر از نسل باد برای کامپیوتر و اندروید

این رمان حذف شد!

دانلود رمان عاشقانه
خواندن
دانلود رمان مثل قهوه تلخ تلخ
به این پست امتیاز دهید.
دانلود رمان اول تو بگو برای کامپیوتر و اندروید
3.64 از 14 رای
,,,,,,,,,,,,,,,
مطالب زیر را حتما بخوانید

پاسخ دهید!