دانلود رمان آغوش سرکش

این رمان حذف شد! 

نویسنده: ژرژی

ژانر: عاشقانه

مقدمه:

دوستاش فکر می کردن که توی یه خونه ی بزرگ به همراه مادر و دایی ثروت مندش زندگی می کنه، اما واقعیت چیز دیگه ای بود.

مادرش تنها خدمتکار اون خونه ی دراندشت بود و پدرش باغبان، که خیلی وقت پیش کاسه ی عمرش به سر اومده بود.

دخترک زندگی نه چندان عالی، ولی خوبی داشت، تا اینکه پسر صاحب خونه…

بخشی از داستان:

اه یاسی بسه دیگه اینقدرفکروخیال کردی به کجارسیدی پاشوغذاتو بخوربروکپه ی مرگتوبزارکه امتحان
زیست داری.
بایادآوری امتحان سریع مشغول شدم وغذایی روکه ازدیشب مونده بود گرم کردم .امااینقدرخسته بودم که میلم
به غذانمی رفت پس به زوردوسه قاشق غذارو فرودادم وبساط نهارروجمع کردم البته اونقدرخسته بودم که بی
خیال شستن ظرفاشدم وتصمیم گرفتم که بعدازخواب آشپزخونه رومرتب کنم .
بااین فکر به اتاق خوابم رفتم وسریع روی تخت ولوشدم وپتو روروی خودم کشیدم. توهوای آذرماه زیرپتوی گرم
آخ که چقدرخواب می چسبه .
به ثانیه نکشیدکه به عالم خوش بی خبری فررفتم .
باصدای آلارم گوشیم ازخواب بیدارشدم .ساعتوروی سه گذاشته بودم .بااینکه هنوزاحساس خستگی می کردم
ودلم می خواست بخوابم اماباید بلند می شدم .
باکرختی ازتخت بیرون اومدم وبعدازشستن دست وصورتم کتری روآب کردم وروی اجاق گذاشتم وبعدمشغول
شستن ظرفاشدم .
بعدازمرتب کردن آشپزخونه یه لیوان چایی خوش رنگ براخودم ریختم وبه اتاق خواب رفتم .
روی تخت نشستم وکتاب زیستم روبازکردم .کم کم چایی می خوردم ودرحین چایی خوردن روی مطالب کتاب
هم می خوندم . بعدازاتمام چایی باجدیت شروع کردم به خوندن .تقریباًسه ساعتی بودکه مشغول خوندن بودم
ودوصفحه دیگه داشتم که تموم بشه که باصدای زنگ گوشیم دست ازدرس خوندن کشیدم وگوشی روبرداشتم .
– الو
– سلام یاسی
– سلام موناچطوری؟
– بد،خراب ،افتضاح
– آخه چرا؟
– چرانداره ،هیچی تومغزم نمیره یاسی ،چقدراین زیست سخته دختر،توچطوری این حجم ازمطالب روتواون کله
کوچیکت جا میدی؟
– همونطورکه تونمی تونی.!
– مسخره ،بروخودت رومسخره کن.

خواندن
دانلود رمان رژ لب قرمز برای کامپیوتر و اندروید

پیشنهاد سایت ماه رمان:

دانلود رمان فریال

دانلود رمان ازدواج اشتباهی

این رمان حذف شد! 

دانلود رمان عاشقانه
به این پست امتیاز دهید.
بدون رای!
,,
مطالب زیر را حتما بخوانید

پاسخ دهید!