دانلود رمان معجزه فوتبالی برای کامپیوتر و اندروید

6

…*دانلود رمان معجزه فوتبالی*…

—-✿❀ نویسنده: آیدا زینالی ❀✿—-
—-✿❀ ژانر: عاشقانه، طنز ❀✿—-
—-✿❀ تعداد صفحات: 127 ❀✿—-
—-✿❀ خلاصه ❀✿—-

چند تا دختر، چند تا پسر… یه توپ فوتبال! یه عشق…

دخترهایی که سخت تمرین می‌کنن، برای موفقیت!

اما! یه عشق! یه حس ناشناخته، یه حس گنگ و مبهم مهمونشون می‌شه.

توی اون‌ مستطیل سبز، یه دروازه، یه توپ، و معجزه، معجزه ی فوتبال!

دیوونه بازی چندتا فوتبالیست! ببینیم دخترا شانسی برای موفقیت دارن یا نه!؟

—-✿❀ مقدمه ❀✿—- 

گاهی اوقات وقتی در تاریکی مطلق غرق شده ای… وقتی همه به آرزو‌هایت قه‌قه می زنند.وقتی با چراغ خاموش توی تاریکی مطلق می‌نویسی.تلاش می‌کنی،تو درحال دویدنی! با تمام سرعت!

ناگهان چراغ ها روشن می‌شوند.درست مانند یک معجزه! تو می‌توانی بیشتر تلاشت را بکنی.موفق می‌شوی

اما…

ناگهان در این بازی چراغ ها،دلت می‌لرزد.

قلب کوچکت با دیدنش هیجان زده می‌شود.

این همان مهمان ناخواسته است.

باید هوای این مهمان ناخواسته را داشت!

این همان حس شیرین پر دردسر است که

رقابت را جذاب می‌کند.

بازی بین عشق و منطق!

مانند دو تیم.

تیم سرخ به رنگ عشق و سرخ به رنگ خون!

—-✿❀ بخشی از رمان معجزه فوتبالی ❀✿—-

(آیسو امیری)

تا از مدرسه اومدم روی مبل تلپ شدم.

آخیش! آیدین امروز تمرین داره یه نفس راحت میکشم.

صدای پریا از حموم میومد: دل ای دل دل ای دل. ای دل تو خریداری نداری! افسون شدی و یاری نداری…

_ پریا! تو باز اون صدای نکرت رو روی سرت انداختی ؟ بابا دلت به حال من بسوزه. کر شدم!

جواب نداد. فکر کنم بیرون اومد.

کاملا شیک و مجلسی روی مبل با لباس فرم مدرسه لم داده بودم که صدای جیغ اومد.

_ وای ننه چیشد حمله کردن؟!

_ نخیر، پاشو ببینم تنبل خانوم! زود تند سریع، اون هیکل بیریختت رو بنداز پایین و برو لباسهات رو عوض کن!

با خستگی که توی صدام تابلو هم بود گفتم: پریا به جان تو خستم! حال ندارم.

_ پاشو! پاشو! مگه کوه کندی گودزیلا؟!

” اوهوم “ی گفتم و نیشم رو باز کردم.

_ آیسو! جورابت بوی قرمه سبزی میده الانه که شهید بشم دلت میاد جوون مرگ بشم؟

_ اوف! باشه بابا رفتم.

پاشدم رفتم توی اتاق گودزیلاییم. خوشم میاد که هیچکس نمی تونه بیاد اتاقم. نه اینکه اجازه ندم و نخوام. اونا بیان توی اتاقم برگاشون سه دور فر می خوره. خب اخه اتاقم اتاق نیست که زمین فوتباله انگار.

لباس هام رو عوض کردم.موهای مشکیم رو خرگوشی بستم و یه بلیز شلوار باب اسفنجی پوشیدم بعد روی تخت پهن شدم. گوشیم رو برداشتم تا یکم کلش بازی کنم که دیدم یه تماس بی‌پاسخ از ننه جونم دارم. بهش زنگ زدم. بوق اول نصفه بود که جواب داد.

با شادی گفتم:«به به! سلوم ننه گرامی!»

_ سلام چرا گوشیت رو جواب ندادی؟

_ عه عه! ننه جان خبر داری این دختر خل و چلت مدرسه هم میره؟

_ آیسو! مگه پسری میگی ننه؟

_ اوکی بابا ننه جون… نه چیز… یعنی مادرم!

_ آفرین دختر خوب! هوا چطوره؟

_ همه چی عالیه من چقدر خوشبختم.

_ پالتوت رو میپوشی میری مدرسه یا نه؟

با کلافگی گفتم: آره مامانی بخدا بچه نیستم ?? سالمه ها ولی دستت مرسی.

با لحن مشکوکی گفت: آیسو قربونت برم پول مول می خوای؟

—-✿❀پیشنهاد سایت ماه رمان ❀✿—-

 

 

باکس دانلود
به این پست امتیاز دهید.
دانلود رمان معجزه فوتبالی برای کامپیوتر و اندروید
4.2 از 20 رای
,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,
مطالب زیر را حتما بخوانید

پاسخ دهید!