دانلود رمان جشن عروسی

نویسنده: مائده میرسنبل

ژانر: عاشقانه

تعداد صفحات: 335

بخشی از داستان:

آفرین… پس باالخره فهمیدی؟ کار از حرف گذشته باید مثل خودش وارد عمل بشم.
_می تونی ازش شکایت کنی.
_دوست دارم خودم حقم رو پس بگیرم، نه دیگری.
_اگه االن بری کار دست خودت بدی چی؟ اگه عصبانی بشی بعد بزنی طرف رو ناقص کنی اونه که شکایت می کنه.
_چرا بحث رو جنایی می کنی؟ دعوا که دارم نمیرم.
چشم غره ای بهم رفت که خودمم از دروغی که گفتم خنده ام گرفت. هر کی منو نشناسه، این شبنم خوب می
شناسدم. من واقعا داشتم برای دعوا می رفتم. اول لفظی و بعد اگه جواب نداد، کتک و ضربه های بدنی هم چاشنیش
می شدند!
با لبخند شیطنت آمیزی که روی لبام نقش بسته بود، دنده رو جا زدم و حرکت کردم.
حدود نیم ساعت بعد در حالی که خورشید در حال غروب بود و آسمون به رنگ سرخ در اومده بود، به مکان مورد نظر
رسیدیم. یه فروشگاه خیلی بزرگ که زمین جلوش رو به پارکینگ اختصاص داده بودند.
ماشین رو گوشه ای پارک کردم و به سمت شبنم برگشتم.
_حاال دختر خوبی باش و منتظر بمون تا مامی با آبنبات برگرده !
پوزخندی زد و گفت:
_اوه، حتما. البد منظورت از آبنبات دست و پای شکسته ی اون بیچارست؟
_اصال هر بالیی سرش بیارم حقشه. مثل اینکه حافظت یاری نمی کنه، یادت رفته مراسم رو به چی تبدیل کرد؟ انگار
جنگ جهانی سوم بود.
_می دونم تو عصبانی هستی، اما با دعوا هیچی حل نمیشه.
_اتفاقأ دل من حسابی خنک میشه. می خوام برم نابودش کنم. می خوام قیافه ی آویزونشو موقعی که من رو می بینه،
نگاه کنم و دلم آروم بگیره.
_پس بزار منم بیام شاید کمک خواستی.
_بچه خر می کنی؟ من که عمرا تو رو ببرم. بیای اونجا نمی زاری من از صد قدم بیشتر به اون بشر نزدیک بشم.
_احتیاط شرط عقله.
_کالم شما متین، اما من که عقل ندارم، دیوونم!

پیشنهاد سایت ماه رمان:

دانلود رمان همیشه تنها برای کامپیوتر و اندروید

دانلود رمان اشراف زاده های شیطون برای کامپیوتر و اندروید

باکس دانلود
به این پست امتیاز دهید.
بدون رای!
,,,,,,,,,,,,,,,,
مطالب زیر را حتما بخوانید

پاسخ دهید!