دانلود رمان به رنگ پاییز

نویسنده: نگین عظیمی فشی

ژانر: عاشقانه

تعداد صفحات: 249

بخشی از داستان:

-از من میترسی؟؟
با تعجب سرمو بلند کردم و توی چشماش غرق شدم با گیجی سرمو به نشونه منفی تکون دادم.
دستشو آورد جلو و گوشه لبم کشید.
-یه رژلب زدن بلد نیستی؟!
گوشه اینو نمیفهمی که میگم گاز نگیر نه؟
بازم سرمو انداختــم پایین.
-خوبه ی لبمو گاز گرفتم. ابروهاشو کشیـد تو هم.
-امشب حاضر جوابی رو کنار گذاشتی!
کت کتون مشکی شو گذاشت روی دستش و درو باز کرد منم دنبالش راه افتادم هوا سـرد بود دستامو روی هم کشیدم و
شونه هامو جمع کردم تا جـلوی پام ترمز زد پریدم توی ماشین صدای برخـورد قطره های بارون روی شیشه سکوت ماشینو از
بین برده بود سرمو به صندلی تکیه دادم و چشمامو بستم تمام تمرکزم روی صدای قطره ها بود که واقعـا لذت بخش بودن
هربار با شنیدن صدای بارون لبخند می اومد رو لبام، ضبطو روشن کرد:
-هوای تو داره دنیامو میگیره من از این اتفاق تازه خوشحالم.
چشمامو باز کردم و به نیمرخ بارمان خیره شدم.
-نفس های منو عطر تو پر کرده از این احساس بی اندازه خوشحالم.
االن بارمان تنها کسی بود کـه من توی این کشور غریب داشتم شاید اگه حرفای یاشار نبود اینقدر باهام بد نبود.
کنارت راه میرم اوج میگیرم
کنارت عشق رنگ زندگی میشـه
شروعم کن تموم واژه ها اینجاست
شروعم کن تو هر جوری بگی میشه
یه چیزی ته دلم میلرزید برگردوندم و به خیابون خیره شـدم. دیگه اون حس منفی اوال رو بهش ندارم.ازش بدم نمیاد.آدم اگه
با یه حیونم چند هفته زندگی کنه بهش عادت میکنه و باهاش خو میگیره وای به حال اینکه با یه آدم زندگی کنی.
-حالت خوبه؟
برگشتم سمتش.
-خوبم
لبخندی زد.
-نترس نمیزارم کسی اذیتت کنه.
از شنیدن این جمـله لبخندی نشست روی لبام یه لبخند از ته دلم، انگشتشو آورد جلو و زد به چال گونه ام.
-اینم خوشگله.
حس کردم آتیش گرفتم.

پیشنهاد سایت ماه رمان:

دانلود رمان قلب سوخته برای کامپیوتر و اندروید

دانلود رمان میشا دختر خوناشام برای کامپیوتر و اندروید

باکس دانلود
به این پست امتیاز دهید.
بدون رای!
,,,,,,,,,,,,,,,,
مطالب زیر را حتما بخوانید

پاسخ دهید!